چرا سیستم ارجاع؟ چاپ

تحقیقات و مشاهدات در جامعه ما نشان می دهد که در فرایند درمان بیماری ها هر سه ضلع مثلث درگیر در این پروسه یعنی پزشکان، بیماران و شرکت های بیمه ناراضی هستند. در سالهای اخیر براساس طرحی به نام طرح تحول سلامت که اشکالات زیادی داشت و مرتب تذکر داده شد، پول کلانی به سیستم درمان تزریق شد با این امید که رضایت هر سه ضلع مخصوصا مردم تامین شود ولی در حال حاضر، پس از یک دوره کوتاه افزایش رضایتمندی، مجددا نارضایتی ها رو به افزایش است. برای متخصصان اقتصاد سلامت از همان ابتدا شروع طرح، همین نتیجه قابل پیش بینی بود و دو اشکال ساده ولی مهم علت این پیش بینی و نتیجه منطبق بر آن اعلام شده بود: 1- افزایش تعرفه خدمات درمانی قبل از مشخص شدن سرانه سلامت واقعی توسط ارگان های ذیربط 2- نبودن یک سیستم ارجاع کارآمد در عرصه سلامت.

قبلا در همین سایت و در خیلی از محل های تصمیم گیری گفتم و توسط دیگران نیز گفته شد که برای ایجاد سامان مناسب در نظام سلامت کشور مراحل زیر به ترتیب باید طی شود تا نتیجه مناسب به دست آید:

1-    استقرار سیستم ارجاع آن هم با محوریت پزشک خانواده

2-    محاسبه هزینه سلامت هر شهروند پس از استقرار کامل سیستم فوق

3-    محاسبه علمی سرانه مورد نیاز توسط مبادی مربوطه

4-    مشخص شدن شفاف محل تامین سرانه محاسبه شده

5-    افزایش تعرفه های خدمات درمانی به مقدار متناسب با سرانه

با گذشت زمان مناسب از اجراء مرحله 1، همه هزینه ها در حدی که لازمست کنترل می شود، مثلا کاری که با ارجاع پزشک خانواده به روانشناس قابل انجام است، هزینه روانپزشکی که خیلی بالاتر است به خود نمی گیرد و بیمار موقعی به روانپزشک ارجاع می شود که کار در محدوده روانشناس و یا حتی پزشک خانواده نباشد. پزشک خانواده پس از وقوف کامل به مشکل مراجعه کننده خود، با سه نوع ارجاع کار را دنبال می کند: ارجاع به پائین، ارجاع به طرفین و ارجاع به بالا. ارجاع به کارشناسان مختلف مانند کارشناس تغذیه، مامائی، روانشناس، تربیت بدنی، فیزیوتراپ، پرستار مقیم، اپتومتریست، ادیومتریست، بهداشت محیط، بهداشت حرفه ای و ... از موارد ارجاع به پائین است که با هزینه بسیار کم، خیلی از مشکلات بیماران را حل می کند و احتیاج به هزینه های تخصصی و فوق تخصصی را کاهش می دهد. پیگیری و ارجاع مشکلاتی مانند دفع بهداشتی زباله، مدیریت پسماندها، جلوگیری از آلودگی هوا، آب و خاک و موارد مشابه دیگر که سلامت شهروندان را مختل می کند به شهرداری، محیط زیست، مراتع و جنگلبانی، مسکن و شهرسازی و NGO ها از موارد ارجاع به طرفین است که با جلوگیری از تاثیر عوامل بیماری زا در ایجاد بیماری، جلوی ایجاد هزینه های کلان درمان های تخصصی را می گیرد. خود پزشک خانواده نیز با تشخیص و درمان زودرس بیماری هائی مثل فشارخون و دیابت و نیز کنترل مصرف دخانیات و تشویق به تغذیه درست و تحرک کافی، می تواند از هزینه های افزایش یابنده بیماری های زیادی که به دنبال عدم توجه به همین موارد ایجاد می شود، جلوگیری نماید. در نهایت ارجاع به بالا یعنی متخصصین انجام می شود و این شامل مواردی می شود که راه دیگری برای درمان وجود ندارد. البته در این زمینه پروتکل های مصوب علمی وجود دارد که جلوی هر افراط و تفریط در ارجاع را می گیرد و جای هیچگونه نگرانی باقی نمی گذارد.

پس از استقرار کامل سیستم ارجاع، در یک طول زمانی مناسب، کاهش معتنابهی در هزینه های سلامت ایجاد می شود و در آنموقع میتوان هزینه واقعی سلامت هر شهروند را که به شدت کم و تعدیل شده است، احصا نمود و برای محاسبه سرانه سلامت در اختیار مبادی ذیربط قرار داد. ارگان های مسول در این زمینه هم باید سرانه را درست تعیین کنند و هم باید نحوه تامین آن را مشخص نمایند تا بعدا برای سازمان های بیمه مشکل تامین اعتبار پیش نیاید.

اگر پله های پنجگانه فوق به نحو قابل قبولی مستقر و انجام بشود، رضایت نسبی هر سه ضلع را به دنبال خواهد داشت وگرنه فقط با تزریق پول به سیستم سلامت بدون طی مراحل فوق جز رضایت مقطعی و نارضایتی شدت یافته بعدی هیچ دستاوردی نصیب ساختارهای نظام سلامت نخواهد شد و دیدیم که نشد. باشد که پند بگیریم.

نوشته شده توسط دکتر محمد رضا امینیان جمعه, 04 تیر 1395 ساعت 10:31